التهاب ديدن شنيدن ، بودن ، زيستن ، تلاش هاي طاقت فرساي يك مورچه در گرماي تابستان و كار مداوم و عاشقانه يك پرنده در ساختن يك آشيانه در سرماي زمستان كنج يك درخت در حياط خلوت يك خانه متروكه !‌تپش هاي عاشقانه ي قلب زمين و نگارش ساده و بي رياي من بر دفتر خاطرات زير نور كم سوي شبانه. در التهاب يك بخاري حل شدن و هم صدا با گربه ي بي پناه خياباني فرياد زدن !

نگاهي كه تشنه ي هم دردي است و دستاني كه يك دنيا خواهش اند در فضاي غم زده ي جمعه ها !‌آسمان بغض كرده ي پاييز و درختان عريان بي پروا !‌من و يك دنيا سكوت من و يك دنيا خواهش ، يك دنيا انتظار ، يك دنيا بي صبري و يك دنيا بي قراري براي طلوع دوباره خورشيد ، سوز وحشتناك و چشم هاي بي قرار انتظار

/ 8 نظر / 17 بازدید
Hengameh

..... حرفی نيست جز تحسین.

علی همون عاشق همیشه

دورد بيکران بر شما دوست عزيز بعد از مدتی دوری و نبودن!...حالا اين نوشته مال کی بوده؟ منتظر بودی يا فقط عاشق؟ يا فقط تنها!

Saeed

با سلام. لطفا در نظر خواهی ((وبلاگ ايرانی)) شرکت کنيد و به تمام يا بخشی از سوال مورد نظر پاسخ دهيد. متشکرم.

fardaa

هر جا که<کلمه> ميرود، حقا که نشانی از زيبايی روح می توان يافت . بسيار شيوا مينويسيد .

یاسین

سلام . قشنگ بود ولی خوب من نفهمیدم مفهومش چی بود . التماس دعا . موفق و پیروز باشی

گامبا

سلام بسيار عالی و زيبا موفق باشی

mn21

زيبا بود و با حس عميق شاعرانه .. همين