قدم به قدم !

سوز سردي مي آيد ! خبر از پاييز و نظم !

روزها بود كه تقويم را ورق نزده بودم !

سوز سردي مي آيد و سايه من نگاهي مي كند و پوزخندي مي زند . هميشه سايه ها در حال مسخره كردن انسان ها هستند . اين كه انسان هيچ وقت نمي تواند پشت سر سايه اش حركت كند براي سايه اش خنده دار بوده !!!!

پيچك كهنه ي باغچه كه سال هاست بر روي نرده ها جا خوش كرده با آمدن پاييز بدن عريانش را به نمايش مي گذارد .يادم مي آيد اوايل تابستان تعداد گلدان هايي كه اين جا جاخوش كرده بودند زياد بود . سبز سبز ! زنده زنده !

و تنها عمر چند تا از آن ها كفاف داده تا باد پاييزي را لمس كنند از آن هايي هم كه ماندند فقط چند تايي تحمل تازيانه هاي آسمان را دارند بقيه دل نازك و زخمي به كنج يك اتاق گرم خانگي پناه بردند همه رنگ باخته اند . نمي دانم پاييز اين عظمت را از كجا آورده چگونه با اين شكوه باغي را به زانو در مي آورد و هم چنين انسان سركش را !

داشتم از پيچك مي گفتم تقريبا در تمام جاهاي پنجره ام ( آري پنجره اي كه رو به طبيعت خيال گشوده ام ) به چشم مي خورد ! با تمام هنري كه در چنته داشته ساقه هاي كهنسال و چروكش را در لابلاي شيارهاي نرده ها جا داده و با تمام قوا خود را پايبند اين باغچه كرده ! خيلي براي ماندن و زيستن تلاش كرده سالها تلاشش را مي توان در چروك هاي خاك گرفته ي ساقه هايش دريافت . برگهايش اما جوان اند و تشنه خودنمايي و تشنه اين كه تابستان در زير نور خورشيد سوزان بدرخشند و در دست باد برقصند !

تنها طبيعت است كه مي تواند انسان را به خود آورد و از فرار زمان در گردونه ي تاريخ خبر دهد هيچ تقويمي را ياراي آن نيست !‌

/ 9 نظر / 9 بازدید
شپش

سلام...دوم.....سوم و چهارم و پنجم هم خودمم! ....فکر کردی!....منو نشناختی؟...منم خاله!....يادت اومد......آهااااااااااااااااااااااااااااااا....ميام وبلاگت رو بعدا شپشی می کنم!

navid

سلام ... وبلاگ و مطالبش (البته تا اونجايی که تونستم بخونم) جالب و زيباست ... امیدوارم یادم بمونه که هر چند وقت اینجا سری بزنم . اگر هم میتونی هر وقت آپ کردی خبر بده ... موفق باشيد / چه سخت است اسير نبودن وقتی رهايی را تحمل نتوانند کرد /

navid

سلام.متن زيبايی بود. من آپ کردم .بيا پيشم

گامبا

سلام متن زيبايی بود . موفق باشی .

مهرداد

خيلی زيبا تصوير سازی کرده بودی اين وجه از پاييز رو...

س.عميد

لطافت و صداقتی که بيش از پيش در کلامت جاری است مرا به ذوق می آورد ...

manoosh

سلام.خيلی زيبا بود.موفق باشی................. کاش چون پاییز بودم...کاش چون پاییز بودم..کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم...برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد...آفتاب دیدگانم سرد می شد.................................................................وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم..وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم..